
جمهوری اسلامی ایران هنگامی که قیمت نفت دو برابر مقدار کنونی بود و درگیر مشکلات عظیمی نبود در اثر بی کفایتی و بی سیاستی خود را درگیر 4 نبرد سهمگین کرده است و برای پیروزی در هیچکدام از این چالشها چشم انداز روشنی پیش روی خود نمیبیند:
1. شکاف در حاکمیت: رژیم ولایت فقیه هیچگاه حاکمیت یکدستی نبوده است اما هیچوقت هم همچون امروز دچار شکاف عمیق بین حاکمان نیوده است. مافیای خامنه ای – احمدینژاد که خود را بی نیاز از سایر جناحهای حاکمیت نشان می دهد به دلیل تمامیت خواهی از یک طرف و نداشتن مشاوران و سیاستمداران دانا از طرف دیگر خود را با هر کسی که ذره ای متفاوت بیاندیشد جدا کرده و درگیر کرده است. سیاست تبدیل دوست دلسوز به بی تفاوت، بی تفاوت به مخالف و مخالف به دشمن با مهارت هر چه تمامتر اجرا شده و می بینیم که هم مدیران برجسته 30 سال جمهوری اسلامی و هم بزرگان دینی و مراجع قم و نجف هر کدام در درجه ای از خصومت یا مخالفت یا بی تفاوتی نسبت به ولایت وفقیه ایران قرار گرفته اند. این درگیری فرساینده درونی هر روز ادامه دارد و جدیدترین مورد آن در کشاکش بر سر وزیران کابینه کودتا خود را نمایان ساخته است.
2. جنبش سبز: مردم ایران در پی 110 سال مبارزه با استبداد و استیفای حقوق مدنی خود اینک به جنگ با دولت کودتایی محمود احمدینژاد برخاسته است. کودتاگران در 3 ماه گذشته به وحشیانه ترین و بی رحمانه ترین صورت در صدد سرکوب معترضان برآمده اند و از هیچ جنایتی فروگزار نکرده اند. معترضین نیز که اکثراً جوانان پرورش یافته در دامان جمهوری اسلامی هستند با استفاده از تکنولوژی مدرن و در قالب تظاهرات خیابانی با دست خالی در مقابل سگهای هار ولایت صدای اعتراض خود را بلند کردند.
3. بحران اقتصادی: قیمت نفت کاهش یافته است، جهان در رکود اقتصادی به سر میبرد، اعوان و انصار مافیای حاکم خزانه مملکت را به تاراج برده اند و در یک مورد آن با اخذ 9000 میلیارد (9 تریلیون) تومان وام بدون بازگشت کمر بانکهای کشور را شکسته اند، آن بخش از درامد ملی که در 4 سال گذشته از تاراج مصون مانده به جای سرمایه گزاری در تولید صرف واردات بی رویه کالاهای مصرفی عمدتا از چین و یا صرف توسعه تکنولوژی اتمی شده است. از طرف دیگر سازمان اداری کشور مانند سازمان برنامه و بودجه ویران و مدیران و نخبگانی که می توانستند عصای دست دولت در زمان بحران باشند رانده و مغضوب شده اند. دولت با کسری بودجه شدید (در حدود نصف کل بودجه 88) مواجه است. رکود اقتصادی در کشور رو به وخامت است. سرمایه داران داخلی در حال خروج سرمایه های خود هستند و سرمایه گزاران خارجی هیچ تمایلی به سرمایه گزاری در ایران ندارند. تحریمهای سازمان ملل که تاکنون لطماتی به اقتصاد ایران وارد کرده در حال افزایش است.
4. دیپلماسی جهانی: 4 سال حکومت احمدی نژاد و حوادث پس از کودتای خرداد 88 ایران را به یکی از منزوی ترین کشورهای جهان بدل ساخته است. در حال حاضر ایران دارای کمترین دوست و متحد و بیشترین دشمن است. به غیر از کشورهای دوست و برادر ونزوئلا، سوریه و جزایر کومور کشورهای چین و روسیه هم ظاهرا در صف دوستان ایران ولی در باطن در صف دوشیدن گاو نه من شیری که اینک شیر آن در حال خشکیدن است قرار دارند. اروپا و ژاپن بیش از پیش در کنار آمریکا در مقابل ایران صف آرایی کرده اند و کشورهای عربی که زمانی امید می رفت بر علیه اسراییل در کنار ایران باشند به دنبال انتشار خبر تجاوز به زندانیان و اعزام تروریست به کشورهای عرب تبدیل به دشمنان ایران شده اند. در شرایطی که ایران جاذبه اقتصادی چندانی ندارد و اخبار شکنجه، سلاخی و تجاوز به زندانیان به اطلاع همه رسیده است کشورهای بزرگ و سازمان ملل ایران را به خاطر عدم رعایت حقوق بشر محکوم می کنند. اسراییل ایران را تهدید به حمله می کند و کشورهای بزرگ جهان به خاطر موضعگیریهای غلط احمدی نژاد در کنار اسراییل قرار گرفته اند.
در این اوضاع و احوال حکومت کودتا که از مدیریت درخشان یک کارشناس ارشد! در سمت رییس جمهور برخوردار است همچنان به زدن شیپور از سمت گشاد ادامه می دهد. در مقطع کنونی ملت ایران درگیر یک حکومت نادان و نالایق شده اند که جز زورگویی و خشونت راه دیگری برای مقابله با بحرانها بلد نیست و برای حل هر معضل معظلات دیگری برای خود تولید می کند. اشتباهات این رژیم بیشمار است اما من می خواهم به 5 تا از آنها اشاره کنم:
1. حکومت کودتا خود را به گروه کوچکی از اربابان زر و زور و تزویر محدود کرده است و با حضور مصباح یزدی خود را از آیت الله های قم و نجف و روحانیانی چون هاشمی رفسنجانی بی نیاز می بیند و قادر به تخمین اهمیت همگرایی و وحدت در یک حکومت بحران زده و از هم پاشیده نیست. خامنه ای در درک ضرورت وجود کارشناسان زبده در حکومت و خطر و ضرر وجود یک باند مافیایی در راس اجرایی حکومت بزرگترین اشتباه خود را کرده است.
2. حکومت کودتا در تخمین پتانسیل مخالفان اشتباه کرده است و فکر می کند اگر با وحشیگری و خشونت در خیابانها، سلاخی و تجاوز در زندانها، سانسور اخبار و ایجاد رعب و وحشت مانع حضور مردم در خیابانها و بیان اعتراضشان شود به معنی پایان یافتن اعتراضات و مصون ماندن از خشم و عصیان مردم است. احمدی نژاد و یارانش قادر به درک این حقیقت نیستند که میلیونها ایرانی که روز دوشنبه ۲۵ خرداد از میدان امام حسین تا آزادی را پر کردند از بین نرفتهاند، تغییر موضع هم ندادهاند، آنها در رگهای جامعه جریان یافتهاند و هر کدام با تمام قوا در تلاشند تا احمدینژاد را به زیر بکشند. این چند میلیون، منصرف و خاموش نشدهاند، آنها رفتهاند تا با میلیونها میلیون دیگر بازگردند.
3. تصور اینکه یک فرد شیزوفرنیک نسخه مدیریت جهانی را در جیب دارد و متحدینی چون حماس و حزب الله و سوریه و ونزوئلا می تواند جای خالی کشورهای عربی، اروپا، ژاپن و آمریکا را در روابط بین المللی بگیرد اشتباه دیگر حکومت است. عوامل اسراییل با زیرکی هر چه تمامتر رویاهای آرماگدونی خود را در قالب داستان های ظهور امام زمان از زبان احمدینژاد و یارانش مطرح کرده اند و به خرج ایران، خاورمیانه را بحران زده و آبستن درگیرهای ریز و درشت منطقه ای و بین المللی نگه می دارند.
4. تلقی کوته نظرانه از اوضاع اقتصادی جهان، تاثیر آن بر اقتصاد ایران و نقش آن در تشدید بحران اقتصادی ایران اشتباه دیگر حاکمیت است.
5. پافشاری بر پیگیری پروژه اتمی و تصور اینکه بمب اتمی تضمین کننده دوام و بقای این حکومت است اشتباه مهلک دیگر است. ادامه سرریز میلیاردها دلار در چاه وبل بمب اتمی و زرادخانه موشکی علاوه بر تاثیر منفی بر 4 کارزار فوق الذکر برخلاف تصور مافیای حاکم نه تنها ضامن بقای حکومت نیست بلکه بالقوه عامل نابودی آن در اثر حمله خارجی یا کودتای بخشی از سپاه برای در اختیار گرفتن بمب خواهد بود.