دلاور!

نوامبر 5, 2009 · ۱ دیدگاه

دلاور مردان غیور یگان ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  در نبردی دلیرانه با دشمن!

13 آبان 88  نقطه عطف انقلاب سبز ایران است و در حافظه تاریخ ثبت می شود.

 کسانی که در ضعف و زبونی رژیم کودتا شک داشتند و اضمحلال حکومت ولایت فقیه در آینده نزدیک را باور نداشتند در روز 13 آبان شاهد حقارت این رژیم بودند.

افراد ساده لوح (همچون سردمداران حکومت) می پندارند اگرحکومتی  کلیه نیروهای امنیتی و انتظامی و اطلاعاتی اعم از نیروهای آموزش دیده  مجهز و اراذل و اوباش قداره بند را بسیج کند و به جان یک ملت بیاندازد، آنها از حقوق اولیه خود صرف نظر خواهند کرد.

افراد دانا می دانند که قانونمندی جوامع انسانی در همه جا و در طول تاریخ غیر از این است و حکومتی که به این نقطه برسد رفتنی است.

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم – این قانون خدشه ناپذیر خلقت است.

→ 1 نظردسته‌ها: سیاست
بر چسب ها: , ,

نفرت

اکتبر 16, 2009 · یک نظر بنویسید

 جنبش سبز را از  نفرت و تبعات آن مصون نگه داریم

 

نلسون ماندلا، رهبر برجسته‌ی آفریقا که در دوران آپارتاید، 27 سال از عمر خود را در زندان و تبعید به‌سر برده، ویژگی‌های غریب و ستایش‌برانگیزی از فائق شدن بر نفرت را از خود بروز داده است.

به‌عنوان نمونه‌ای از مصائبی که وی تحمل کرده، این مورد قابل اشاره است: در دوران حبس در جزیره روبن، وى و دیگر زندانیان مجبور به كار طاقت‌فرسا در یك معدن سنگ آهك بودند. زندانیان براساس نژادشان از هم جدا مى شدند و در این بین سیاهان پست‌ترین شرایط را داشتند. ماندلا در زندگى‌نامه‌ی خود توضیح مى‌دهد كه چه‌طور به‌عنوان پایین‌ترین طبقه‌ی زندان، هر شش ماه مجاز به داشتن تنها یك ملاقات و یك نامه بوده است. ماندلا در طول دوران حبس ۲۷ ساله خود، تنها سه بار همسرش را ملاقات كرد.

ازجمله دیگر سختی‌هایی که او تحمل کرد، زندگی در سلول هایی بود كه همیشه مرطوب بود؛ «وقتی این موضوع را با افسر فرمانده در میان گذاشتم، او به من گفت كه بدن ما آن رطوبت را جذب خواهد كرد. به هر نفر، سه پتو داده شد و چنان نخ نما و پوسیده بودند كه واقعا آن سوی آن ها نیز قابل رویت بود… سلول ها چنان سرد و پتوها چنان نازك بودند كه ما همیشه با لباس می‌خوابیدیم…»

اما نکته‌ی مهم، آن‌که پس از انتخاب آزاد، سالم و دموکراتیک ماندلا به‌عنوان رییس جمهور آفریقاى جنوبى در سال 1994 میلادی، او نه تنها به کینه‌جویی و بسط نفرت در جامعه، رو نیاورد، بلکه جلوه‌هایی ستایش‌برانگیز و استثنایی از تساهل و مدارا و دوستی با دشمنان دیروز را متبلور ساخت؛ ماندلا با بزرگ‌‌منشی و آزادگی، رییس جمهوری پیشین رژیم نژادپرست را به‌عنوان معاون خود برگزید، و دادستان سابق (که ماندلا را محکوم ساخته بود) بركنار نكرد و… و این‌گونه، كوشید تا با فراهم آوردن حداكثر همدلی و مشاركت، «راه دشوار آزادی» را – آن چنان كه خود توصیف می‌كند- همچنان طی، و در ابعاد جدیدتری تعریف كند. 

کنش و رفتار و روح بزرگ ماندلا، یادآور باورها و منش انسان والایی دیگر است: گاندی. ماهاتما گاندی، پیشوای خشونت‌گریز و حقیقت‌جو و انسان‌دوست هند، همیشه تاکید می‌کرد که اصول او ساده هستند و از باورهای سنتی هندو به نام‌های ساتیا (حقیقت) و آهیمسا (ضدخشونت) گرفته شده‌اند. او تصریح می‌نمود: «من چیز جدیدی ندارم که به دنیا یاد بدهم؛ حقیقت و ضدخشونت بودن هم‌سن کوه‌ها هستند».

وی بر این باور بود که «خود را قربانی کنیم بهتر است تا دیگران را»، و نیز این‌که «مرزها را هرگزخداوند به وجود نیاورده است.» راهبر پرآوازه‌ی نهضت آزادی هند، معتقد بود: «تنها از طریق عشق است که می‌توان به حقیقت رسید، زیرا خداوند، نه تنها حقیقت است بلکه عشق نیز هست. در نتیجه، بدون عشق به حقیقت، هیچ تجربه‌ای از حقیقت وجود نخواهد داشت، به بیانی دیگر، اگر می‌خواهیم روزی شاهد نفوذ حقیقت در تمامی جهان باشیم، باید به‌جایی برسیم که کم‌اهمیت‌ترین موجود جهان خلقت را به اندازه‌ی خود دوست بداریم.»

گاندی همچنین در فضای آکنده از نفرت هندوستان زمان خود، تاکید می‌کند:«عدم خشونت فقط وقتی خواهد بود که ما کسانی را دوست بداریم که از ما نفرت دارند. می‌دانیم که عمل کردن به این قانون بزرگ محبت چقدر دشوار است. اما آیا انجام تمام کارهای بزرگ دشوار نیست؟» این سخن گاندی، ترجمان سخن مشهور عیسی مسیح است: «هنر آن نیست که کسی را که تو را دوست می‌دارد، دوست داشته باشی؛ هنر آن است که دشمنان خود را نیز دوست بداری». و گاندی چون عیسی مسیح بر این باور بود که «محبت نیرومندترین قدرتی است که جهان را در اختیار خود دارد و در عین حال ساده‌ترین نیرویی است که بتوان تصور کرد.»

عمل به توصیه‌ها و محقق ساختن دیدگاه‌های گرانسنگی از جنس آنچه گاندی می‌گفت و متبلور می‌نمود، یا آنچه ماندلا در عمل نشان داد، بی‌شک کار آسانی نیست؛ یک راه عملی، آن است که فرد باور کند، خود تبلور و نماینده‌ای از اعتقادات خویش است و باید بخشی از جذابیت باورهای خویش باشد. از این زاویه، فرد باید ثابت کند که ارزش باورهای او با بدگویی و تهمت و خشونت‌ورزی و کینه و نفرت دیگران، کاسته نمی‌شود. پرهیز از نفرت و عشق ورزیدن به دیگر انسان‌ها کاری بس دشوار است؛ ولی چنان که گاندی گفته است: « آیا انجام تمام کارهای بزرگ دشوار نیست؟»

جنبش سبز و تمامی «سبزها» باید نشان دهند که از عهده‌ی «کارهای بزرگ» بر‌می‌آیند. انسان‌دوستی، پرهیز از نفرت و خشونت‌ورزی به هم‌نوع، اجتناب از کینه‌توزی، عشق ورزیدن به «انسان»، حتی دشمن، و بسط بزرگ‌منشی و مدارا و عقلانیت در کنش سیاسی و تعاملات اجتماعی، بخشی از این «کارهای بزرگ» در ایران امروزاند؛ کارهای بزرگی که به نظر می‌رسد تبلور روزافزون و محقق ساختن بیش از پیش آنها برای «سبزها»، چندان دشوار نیست.

———————

http://www.mowjcamp.com/article/id/48027

 

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: سیاست

سرکوب

اکتبر 16, 2009 · یک نظر بنویسید

سرکوب و ضد سرکوب

tian-an-men

.

اعضای سازمان سرکوب 3 نوع هستند:
1. گرگها: معمولا فرماندهان از این نوع هستند که آلوده ثروت و فساد هستند و به صغیر و کبیر رحم نمی کنند. لحظه ای که از سرنگونی رژیم مطمئن شوند پشت رهبر را خالی کرده و جیم خواهند شد.
2. روباه ها: اغلب فرماندهان رده دوم که خوراک مغزشویی برای گرگها و گوسفندها فراهم می کنند. لحظه ای که از سرنگونی رژیم مطمئن شوند چهره و جبهه عوض خواهند کرد و با تراشیدن ریش ادعا خواهند کرد که از اول سبز بوده اند.
3. گوسفندها: پیاده نظام رژیم که به قول خودشان کف خیابان ها را می خواهند از دست مردم درآورند. معمولا تحصیلات کمی دارند و بسیار خشن و بی تربیت و کاملا “مخلس” هستند و به این مخلص بودن افتخار می کنند. حتی پس از سرنگونی رژیم هم تا پای جان از آن دفاع می کنند. اصلاح کردن اینها اگرچه مشکل است ولی غیرممکن نیست.
استراتژی رژیم بسیج پیاده نظام و ایجاد درگیری و خشونت در سطح جامعه هست. تئوری حکومت این است که جو رعب و وحشت باعث دلسرد شدن مخالفان و رمز بقای رژیم است.
استراتژی جنبش سبز باید کاملا برعکس باشد یعنی پرهیز از درگیری و بی انگیزه کردن پیاده نظام رژیم. مجریان این استراتژی افراد زیر 20 سال و بالای 50 سال هستند که همه جا باید به نیروهای سرکوب نزدیک شوند و با لبخند و گل و شیرینی با آنها دست بدهند و با یک جمله ساده از آنها بخواهند که به مردم حمله نکنند.
در طی ماههای اخیر بسیاری از اعضای نیروهای سرکوب به مردم و جنبش سبز پیوسته اند. با هوشیاری خود می توانیم این ریزش نیرو را بیشتر و سریعتر کنیم.

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: سیاست

آزادی

اکتبر 14, 2009 · یک نظر بنویسید

آزادی چیه؟

آزادی یعنی آزادی مخالف. یعنی اگر کسی برخلاف نظر شما حرف زد و یا حرفهایش به نظر شما توهین آمیز بود، خفه اش نکنی، تو دهنش نزنی. بزاری حرفشو بزنه و جواب حرف را با حرف بدی نه با مشت.

آزادی یعنی تحمل، مدارا، تساهل، تسامح. این تحمل و توهین و مسخره شنیدن اصلا خوشایند نیست. ازادی آدم را عصبی می کنه چون وقتی حرف توهین آمیز می شنوم می خوام بزنم تو دهن گوینده اش ولی “آزادی” نمیزاره دهن اون را ببندم.

 حالا اگه تحمل نکنیم و این سختی را به خودمون هموار نکنیم چی میشه؟ افراد مختلف که نظرات مخالف هم دارند شروع می کنند به خفه کردن همدیگه و اونی که زورش از همه بیشتره بقیه را خفه می کنه! حالا فقط اون حرف می زنه و به عقاید همه توهین می کنه و اگه کسی بخواد عقیده مخالفی بیان کنه زبانش بریده می شه و گوشه زندان می پوسه.

 به نظر شما بهتر است در جامعه ای زندگی کنیم که برای نشنیدن عقاید توهین آمیز دیگران شخص مجبوراست  پنبه در گوش خود فرو کند یا بهتر است در جامعه ای زندگی کنیم که اگر کسی عقیده متفاوتی به زبان آورد چوب در آنجایش فرو می کنند؟

سخن آن انسان بزرگ را شنیده اید که می گفت:

من با عقیده  و نظر تو مخالفم و آن را غلط می دانم اما حاضرم جانم را فدا کنم که تو بتوانی عقیده خود را بیان کنی!

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: سیاست

سبز یعنی زندگی

اکتبر 14, 2009 · یک نظر بنویسید

6800_102307206798_508406798_2167342_3104536_n-474x604
جنبش سبز خواهان مرگ کسی نیست. ما با اعدام مخالفیم، با شکنجه و توهین مخالفیم. ما برای آینده ایران آزادی، برابری، رفاه و سربلندی می خواهیم.
نیروهای تاریکی با تفنگ و باتوم و اسپری فلفل و قمه و زنجیر و … با ما می جنگند اما سلاح ما در این نبرد سرنوشت ساز عشق است و امید. عشق به ایران و امید به آینده بهتر.

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: سیاست

13 آبان

اکتبر 10, 2009 · یک نظر بنویسید

p333

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: سیاست

کودک و محمود

سپتامبر 23, 2009 · یک نظر بنویسید

كودك خردسال نيويوركى خطاب به ا.ن به زبان اسپانيولى

3acd66bc7e78dfa22395a86b3c060080

محمود احمدی نژاد رییس جمهور سابق ایران که امسال توسط خامنه ای محددا به ریاست جمهوری ایران برگزیده شد، در خاطرات  خود از سفرهای سابق به نیویورک نقل کرده است که مردم نیویورک اسپانیایی زبان هستند و کودک 2 ساله ای که بغل مادرش بوده در جواب سوال مادر که پرسید این کیه گفته محموده، محموده!

از نیویورک خبر می رسد این کودک که از سفر مجدد محمود به نیویورک مطلع شده خود را به وی رسانده و مجددا خاطره ای ایجاد کرده است.

با تشکر از جناب میلزوک در مخابره این خبر از نیویورک اگر شما جای این کودک بودید به محمود چه می گفتید؟

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: طنز

قدس سبز

سپتامبر 15, 2009 · یک نظر بنویسید

28544

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: سیاست

ننگ

سپتامبر 6, 2009 · ۱ دیدگاه

ننگ با رنگ پاک نمی شود!

e71fzs

هر صدایی را خفه کنید، روزنامه ها را ببندید، سایتها را فیلتر کنید، دیش های ماهواره را
جمع کنید، الله اکبر گوها را به گلوله ببندید، بر روی شعارها رنگ بمالید، جلسات مذهبی
فرزند خمینی را منحل کنید، راهپیمایی روز قدس را لغو کنید، نماز عید فطر را محدود کنید،
در نماز حمعه گاز اشک آور بزنید، خاوران را تخریب کنید، اجساد شهدا را گم و گور کنید، جوانان معترض را با چوب و چماق و قمه و زنجیر بزنید، استخوانهای زندانیان را خرد کنید، به آنها تجاوز کنید،…
خورشید حقیقت را پشت ابر دروغ و فریب پنهان کنید، اگر می توانید!

هر صدایی را خفه کنید، روزنامه ها را ببندید، سایتها را فیلتر کنید، دیش های ماهواره را  جمع کنید، الله اکبر گوها را به گلوله ببندید، بر روی شعارها رنگ بمالید، جلسات مذهبی  فرزندان خمینی را منحل کنید، راهپیمایی روز قدس را لغو کنید، نماز عید فطر را محدود کنید،  در نماز حمعه گاز اشک آور بزنید، خاوران را تخریب کنید، اجساد شهدا را گم و گور کنید، جوانان معترض را با چوب و چماق و قمه و زنجیر بزنید، استخوانهای زندانیان را خرد کنید، به آنها تجاوز کنید،…

خورشید حقیقت را پشت ابر دروغ و فریب پنهان کنید، اگر می توانید!

→ 1 نظردسته‌ها: سیاست

کربلا

سپتامبر 4, 2009 · یک نظر بنویسید

گرامی باد یاد 72 شهید کربلای سبز ایران

iran

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: شعر